Minoo Nobahari

به یاد یاران 1404

📝 درباره این اثر:

در پی انقلاب مردم ایران در سال 1404 و سرکوب خونین ایرانیان، بر آن شدیم به پاسداشت شهامت جوانان ایران، برخی از وقایع را بازخوانی نماییم تا در ثبت این جنایت عظیم سهیم باشیم.

شب خاکستری یک نمایشنامه‌خوانی و اثر نمایشی اجتماعی است که به روایت تجربه‌های انسانی در سال‌های اخیر ایران می‌پردازد. این روایت در شبی خاکستری، در گورستانی در تهران شکل می‌گیرد؛ جایی که یک پدر برای تحویل گرفتن پیکر فرزندش با موقعیتی غیرقابل تصور روبه‌رو می‌شود.

پرداخت ۷۰۰ میلیون تومان، نه برای زندگی، بلکه برای جابه‌جایی یک پیکر، قلب این روایت را می‌سازد.

این اثر نمایشی، ادای احترامی است به انسان‌هایی که دیده نشدند و صداهایی که در هیاهو گم شدند.

کاری از مینو نوبهاری و حسین افصحی

این نمایشنامه‌خوانی روایتِ پدری‌ست که در میانِ جنازه‌های کشته‌شدگان، به‌دنبال پسرش می‌گردد؛ پدری که نامِ فرزندش را میان قربانیانی جست‌وجو می‌کند.

روایتی مستقیم و بی‌واسطه از فقدان، از لحظه‌ای که یک پدر ناچار می‌شود میان اجساد، به‌جای امید، دنبال حقیقت بگردد.

و فقط یک سؤال در سرش تکرار می‌شود: پسرم کجاست؟

کاری از مینو نوبهاری و حسین افصحی

این نمایشنامه‌خوانی، روایتی است از شجاعتِ جاوید نام ها. داستان زنی ۶۶ ساله که در میانه‌ی خشونت، جلو می‌ایستد؛ نه برای شعار، نه برای قهرمان‌شدن، فقط برای محافظت از جوان‌ترها. او سپر می‌شود. و با گلوله پاسخ می‌گیرد.

این اجرا برای روزهای امروز ایران است؛ برای مادران، برای زنان، برای نسلی که میان ترس و امید ایستاده است.

این نمایشنامه‌خوانی تلاشی‌ست برای ثبت یک لحظه انسانی در دل سرکوب؛ جایی که بدنِ یک زن، آخرین خط دفاع می‌شود. این ویدیو بازسازی یک واقعه‌ی مستند نیست، بلکه بازتاب حقیقتی‌ست که بارها و بارها در خیابان‌های ایران تکرار شده است.

اگر این روایت را مهم می‌دانید، آن را به اشتراک بگذارید. سکوت، حافظه‌ی جمعی را پاک می‌کند.

کاری از مینو نوبهاری و حسین افصحی

این اجرا برای روزهای امروز ایران است؛ برای مادران، برای زنان، برای نسلی که میان ترس و امید ایستاده است.

این قصه، قصه‌ی بی‌نام‌هاست. مادری که روی جنازه‌ی دخترش کاپشن انداخت، نه برای نجات، فقط برای این‌که سردش نشود.

وقتی مرگ زودتر از امداد می‌رسد، و مهرِ مادرانه آخرین کاری‌ست که هنوز می‌شود کرد. در سرزمینی که نام‌ها حذف می‌شوند، مادرها هرگز فراموش نمی‌کنند.

کاری از مینو نوبهاری و حسین افصحی